|
...مکالمهی سکوت در صفحهی آخر... یادداشت های پراکنده
| ||
|
از روزی میترسم که حتا برای فکر کردن بهت مجبور باشم از کسی چند لحظه ای قرض بگیرمت [ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ فرزانه ناظری ]
[ ]
موهایم گره بلد است بزند تمام تارهایش را بی تو دستم هم چنگ می اندازد به آن جفتِ دیگرش من هم می ایستم به نظاره نمی مانی که ببینی چه میدان جنگی ست این روزها ... [ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ فرزانه ناظری ]
[ ]
سلام . نبینم اینجا از رونق افتاده باشه ها . تقصیر خودمه . این فیس بوک نمیذاره :)) باشید .. میام [ چهارشنبه 30 فروردین1391 ] [ 0 قبل از ظهر ] [ فرزانه ناظری ]
[ ]
خدایا رشوه قبول میکنی ؟ [ دوشنبه 21 فروردین1391 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ فرزانه ناظری ]
[ ]
|
||
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : sibtheme ] | ||