...مکالمه ی سکوت در صفحه آخر...
(سایه ی خیال)
هستم اما کمی گیج ام کمی سوال ....... کمی تعجب ........... هستم اما کمی گنگ ام کمی مبهم ............ کمی پر درد ............... هستم ... اما ٬ خسته ام ! مسئله دیگر بودن یا نبودن نیست مسئله چگونه بودن .. مسئله چرا نبودن است ....! پاییز که میشود دوباره عاشقم ٬ شاید اگر میدانستم حادثه از سلامِ دیدار آغاز نمی شود ٬ انقدر سادگی نمی کردم برای خداحافظیِ رفتن ٬ شاید اگر کمی عاقل تر بودم می دانستم هر حماسه ی بی سلامی که آغاز شود محکوم به خداحافظی ست! باورم نمیشه پیشت از یه دنیا گفته باشم باورم نمیشه حتی ... از نگاهت خسته باشم باورم نمیشه از تو یا ... دلت بریده باشم پیش چشمای سیاهت از دورنگی گفته باشم . . . باورت نمیشه اما ... سخته بی تو زنده باشم !
دوباره از سر خط تمام بدخطیٍ چشمان تو را مرور میکنم
دلم انگار دوباره هوای گرفتنِ نمره ی صفر از نگاهت را دارد !
| Design By : Night Melody |


